نقش تو
زمان گرچه عمریست که با دربه دری همزادیم باز در دام فراگیر زمان افتادیم باز هم گوشه ی چشمی به ترحم نگشود روزگاری که در آن عمر هدر می دادیم غل و زنجیر هوس حلقه به پامان دارد گرچه در باور بیهوده ی خود آزادیم کوچه ی همسفر عشق به بن بست رسید بی سبب نیست که در دام زمان افتادیم *دایی محسن*
زمان
گرچه عمریست که با دربه دری همزادیم
باز در دام فراگیر زمان افتادیم
باز هم گوشه ی چشمی به ترحم نگشود
روزگاری که در آن عمر هدر می دادیم
غل و زنجیر هوس حلقه به پامان دارد
گرچه در باور بیهوده ی خود آزادیم
کوچه ی همسفر عشق به بن بست رسید
بی سبب نیست که در دام زمان افتادیم
*دایی محسن*
جوان رفتم ز دنیا با هزاران آرزو بر دل بزیر خاک کردم با دو صد اندوه و غم منزلگذر آرید اگر بر خاک من از راه غمخواری به الحمدی مرا یاد آورید ای محرمان دل ° دایی محسن °
ღ•.¸,¸¸,¤° بی دل °¤,¸¸,¸.•ღ
ღتوکاღ ღقاب رویاღ ღمثل فریادღ ღبانوی بیدلღ ღغریب آشناღ ღغریبی آشناღ ღهوای بارونیღ ღگل آفتابگردونღ ღسایه ی عشقღ ღنوشته های منღ ღریحانه ی آسمانღ ღما هيچ بوديم تا به ابد .....ღ ღ•.,¤°آلبوم ستاره ي غريب°¤,.•ღ