تبليغاتX

/* نقش تو - +++++++++++++++++دست نوشته ها ی عزیزترینم....

صبر کن

تخم کاشتن در زمین شوره زار بی حاصل است

صبر کن تا یک زمین حاصلی پیدا کنی

گوهر خود را مزن به سنگ هر نا قابلی

صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود

بارها گفتم به تو که در این گلشن گل یکرنگ نیست

از چه می ترسی که بالای سیاهی رنگ نیست

صاحب اصل و نسب در گردش دوران زر است

معتصب خون می خورد تیغی که صاحب گوهر است

کره اسب از نجابت پشت مادر می رود

کره خر از خریت پیش پای مادر است

آهن و فولاد هر دو از یک معدن آیند برون

آن یکی شمشیر گردد این یکی نعل خر است

                                                                               *دایی محسن*

+ بدست گرفتن قلم Fri 23 Feb 2007 با قلم بی دل |

جوان رفتم ز دنیا با هزاران آرزو بر دل

بزیر خاک کردم با دو صد اندوه و غم منزل

گذر آرید اگر بر خاک من از راه غمخواری

به الحمدی مرا یاد آورید ای محرمان دل

° دایی محسن °


ღ•.¸,¸¸,¤° بی دل °¤,¸¸,¸.•ღ



ღ•°يگانه ستاره هاي تنهاييش°•ღ