نقش تو
... امان روزی که در قبرم نهند تنگ به بالینم نهند خشت و گل و سنگ نه پای آن که بگریزم به جایی نه دست آن که با موران کنم جنگ * دلا غافل ز صبحانی چه حاصل مطیع نفس شیطانی چه حاصل بود قدر تو افزون از ملائک تو قدر خود نمی دانی چه حاصل *دایی محسن*
...
امان روزی که در قبرم نهند تنگ
به بالینم نهند خشت و گل و سنگ
نه پای آن که بگریزم به جایی
نه دست آن که با موران کنم جنگ
*
دلا غافل ز صبحانی چه حاصل
مطیع نفس شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک
تو قدر خود نمی دانی چه حاصل
*دایی محسن*
جوان رفتم ز دنیا با هزاران آرزو بر دل بزیر خاک کردم با دو صد اندوه و غم منزلگذر آرید اگر بر خاک من از راه غمخواری به الحمدی مرا یاد آورید ای محرمان دل ° دایی محسن °
ღ•.¸,¸¸,¤° بی دل °¤,¸¸,¸.•ღ
ღتوکاღ ღقاب رویاღ ღمثل فریادღ ღبانوی بیدلღ ღغریب آشناღ ღغریبی آشناღ ღهوای بارونیღ ღگل آفتابگردونღ ღسایه ی عشقღ ღنوشته های منღ ღریحانه ی آسمانღ ღما هيچ بوديم تا به ابد .....ღ ღ•.,¤°آلبوم ستاره ي غريب°¤,.•ღ