تبليغاتX

/* نقش تو -

...

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی

فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

 مگر به تیغ اجل خیمه برکنم،ورنه

رمیدن از دولت،نه رسم و راه من است

...

جسارت قلمم را در درگاه ابدیت بپذیر و فقر خیالم را با غنیمت مهرت به بلندای سایبان

آسمان گردان.

غریبانه و عاجزانه از نگاهت تا سراپای وجودت را می ستایم،ای یار خراباتی من،از

من مرنج و روی مگردان که در هوای زمزمه ی فریاد دلت بی دل ترینم.

منه بی دل دیوانه وار سر سپرده ی غوغا ی بی کرانه هایت شده ام،آرامشی را نصیبم

کن تا در هوای دلم موج دلدادگی بی دل هیاهو کنان مهر و مه را در هم شکند و

ستاره باران شبهایت را به نظاره نشیند.


 

+ بدست گرفتن قلم Sat 24 May 2008 با قلم بی دل |

جوان رفتم ز دنیا با هزاران آرزو بر دل

بزیر خاک کردم با دو صد اندوه و غم منزل

گذر آرید اگر بر خاک من از راه غمخواری

به الحمدی مرا یاد آورید ای محرمان دل

° دایی محسن °


ღ•.¸,¸¸,¤° بی دل °¤,¸¸,¸.•ღ



ღ•°يگانه ستاره هاي تنهاييش°•ღ