ما

ما انسانیم- تقدیر خویش را خود رقم می زنیم

ما ستون دنیاییم

اگر بخواهیم- هر هنگام که بخواهیم

می توانیم شاد سازیم یکدیگر را

اگر من سخنان دلنشین بگویم به تو

و تو آهنگی بنوازی برای من و  ترانه ای بخوانی

گم می شود غم و غصه از میانمان

آنگاه می توانیم بیاوریم بهار را

ما انسانیم-در دست ماست بدبختی

مسبب بلا و شر خودمانیم

گاه ناتوان از سخن گفتنیم-گاه یکدیگر را درک نمی کنیم

و می بریم شاخه ای را که خود بر آن نشسته ایم

اگر بخواهیم قادریم از یکدیگر دور کنیم اجل را

اما دنیا را به زرادخانه ای تبدیل کرده ایم

و نیز ممکن است دنیا را به تلی از خاکستر تبدیل کنیم

ما انسانیم-هر آنچه هست در دنیا-دشوار و آسان

سر خم می کند در برابر ما-ما تواناییم بر همه چیز

اما من از یک چیز حیرانم

چگونه است که ما در برابر خویش ناتوانیم...

                                                                         *دایی محسن*